ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

15

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

شدّت بخشد واز غير خدا باز دارد . حرف ف در هر سه مورد : فنعم فانّك وفانّ بيده ، جواب سه فعل امر مىباشد . ( 60410 - 60408 ) بيست وپنجم : از خداوند بسيار درخواست خير كند . يعنى از خداوند بخواهد تا در آنچه انجام مىدهد ونمىدهد ، خير پيش آورد . ( 60439 - 60411 ) بيست وششم : وصيّت أو را درك كند واز آن غفلت نكند . عبارت الذّهاب صفحا ، كناية از روى گرداندن وعمل نكردن به آن است . كلمه صفحا را بنا بر اين كه حال است ، منصوب آورده است : يعنى نبايد به اين وصيّت بىاعتنا باشى ! امام ( ع ) براي قانع كردن فرزندش وپايبندى أو به اين وصيّت اين جمله را افزود : همانا بهترين سخن آن است كه مفيد باشد منظور اين است كه وصيّت من مفيد است وهر چه مفيد وسودمند باشد بهترين سخن است ، بنا بر اين وصيّت من بهترين سخن است . سپس آن حضرت با اين سخنان خود : واعلم . . . تعلمه به وى هشدار داده است كه پاره‌اى از علوم بىفايده هستند ، پس نبايد ميل به دانستن آنها كند ، زيرا أو را از سير وسلوك در راه خدا وعلمي كه مىتواند أو را به خدا برساند ، باز مىدارد . البتّه مقصود از اين علوم همانهايى هستند كه شرع مقدّس از آموختن آنها نهى فرموده است مانند جادو وپيشگويى وستاره شناسى « 5 » وافسونگرى وأمثال اينها كه به هدفهاى عالي حقيقت نمىانجامد . گويا چنين فرموده است : بدان كه هر علمي كه شايستگى آن را ندارد تا بياموزى : يعنى در شرع مقدّس نه به صورت وجوب ونه استحباب آموختن آن به ثبوت نرسيده است ، پس آن علم در طريق آخرت بىفايده است ، در نتيجة خيرى در آن نيست ،

--> ( 5 ) پر واضح است آن بخش از نجوم كه در اصطلاح « نجوم رياضى » مىگويند نه تنها نهى نشده بلكه مفيد است امّا آن بخشي كه مربوط به سرنوشت انسانها وآيندهء اشخاص وغيبگوئيها است يعنى « نجوم احكامى » در شرع مقدّس اسلام نهى شده است زيرا علم به غيب ويژهء ذات أقدس أو وكمّلين از اولياى اوست . - م .